خاطرات بچه های کلاس اول 4
تمامی خاطرات و دلنوشته ها....

سلامــــــــ

ما کلا با وسایل مشکل داریم.اخه خیلی دست و پا گیرن. خیلی راحت میشکونیمشون یا اصلا ورشون میداریم تا توی دست و پا نباشن.میز کلاســــــــ هم یکی از همین وسایل بود البته بعد از در کلاســــــــ .

قبل از امتحانات ترم اول (خیلی قبل) راستشو بخواین اون روزی که دوستان دسته گل به اب دادن من غایب بودم اما همین که فرداش اومدم فهمیدم اوضاع از چه قرارهـــــ و شیطونیــــــــ بروبچ گل کردهــــــ . حیف من نبودم

وقتی اومدم تو کلاس دیدم به به میز پایه نداره یعنی داره ولی اینقد کجه که اصلا معلوم نمیشه پایه داره!!! کلا میز کج بود البته پایه که هیچی انگار از وسط نصف شده بود!درست وسط میز یه خط بود که انگار از روی اون تا میخوره بعد میزاری تو جیبت میبری خونه فردا دوباره میاریش! 

جالبتر از اون اینه که هر کی میخواست رد شه پاش به میز گیر میکرد میخورد زمین!!! خودم به شخصه دوبار نزدیک بود با صورت پخش زمین شم! اخه این چه کاریه دوستان هم منتظر سوتی دادن من هستن دیگهـ

حالا فرض کنین معلم تو اوج درس دادنه همه دارن گوش میدن خودش رفته تو حس و حال درس دادن یهو پاش گیر میکنه نزدیکه که بخوره زمین مگه بعدش کلاس اروم میشه؟ نهــــــ کهــــــ نمیشهـــــ جانمــــــ

دیگه خودمون خجالت کشیدم از این وضع میز بردیمش یه میز چوبی محکم اوردیم قبلش اون چند روزی که میز رو برده بودیم قرار بود یه میز جدید بدن چند روز نیومد اون چند روز معلم ها به جای میز صندلی داشتن! صندلی هم که تا باهاش شوخی کنی پخش زمین میشه!خلاصه یادش به خیر چقد بچه ها زمین خوردن چه حالی میداد

پ.ن : به قول تانیا اصــــــــــــلا حسش نیستــــــــــــــ

پس.نوشت: دلم میخواد خودمو خفه کنمــــــــــ

پیش.نوشت: چهارشنبه کارنامه ها رو میدنــــــــــ

پیدا .نوشت: نمیدونم چرا از امو خوشـــمـــــ نمیاد.

پا .نوشت! : حالمـــــ از هر چی فیلم عاشقونه ست بهم میخورهاه اه اه ...

پخش و پلا.نوشت: بدون شرح!عکس پایینی!




طبقه بندی: خاطرات کلاس اول 4،
ارسال در تاریخ دوشنبه 5 تیر 1391 توسط نماینده کلاس!

سرگرمی آلامتو

قالب وبلاگ

گالری عکسفا

گالری عکس آلامتو

تبادل لینک رایگان

فال

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic