تبلیغات
خاطرات بچه های کلاس اول 4
خاطرات بچه های کلاس اول 4
تمامی خاطرات و دلنوشته ها....
یكى از جاهایى كه شیطان فریاد كشید، فرزندان خود را جمع كرد و درد دل خود را براى آنان باز گفت و راه چاره اى خواست ، روز عید غدیر بود. آن گاه كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله وسلم على بن ابى طالب را خلیفه بعد از خود خواند.
جابر از امام محمد باقر علیه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: زمانى كه رسول اكرم صلى الله علیه و آله وسلم در عید غدیر خم دست على را گرفت ، بلند كرد و به مردم معرفى نمود و جانشین بعد از خود قرارش داد. شیطان در میان لشكریان خود نعره اى كشید كه تمام لشكریان و اولاد او در هر كجا بودند اطراف او فرود آمدند و گفتند: اى مولاى ما! چه مصیبتى به تو رسیده این قدر ناراحتى ؟ ما تا به حال فریادى از این وحشتناك تر از تو نشنیده بودیم !
شیطان به آنها گفت : این پیغمبر امروز كارى را انجام داد كه اگر به آخر رسد و عملى شود كسى تا روز قیامت ، خدا را معصیت و نافرمانى نمى كند - همه به سوى دین و تقوا و - خداشناسى ، ولایت و امامت پیش مى روند، از راه رستگارى قدم فراتر نمى گذارند - گفتند: اى بزرگ ما! ناراحتى به خود راه مده ، ماءیوس مباش ، تو كسى هستى كه آدم را از بهشت بیرون كردى ، او را بدبخت نمودى ، براى این امر مهم هم ، در آینده فكرى خواهى كرد - در همین موقع منافقین كه در جمعیت بودند، گفتند: این مرد از روى هوا و هوس حرف مى زند، نه این كه دستور خداوند باشد!
آن دو نفر (ابوبكر و عمر) به هم گفتند: او (حضرت رسول صلى الله علیه و آله وسلم ) دیوانه شده كه چنین كارى را انجام داد. آیا نمى بینید چگونه چشمان او در كاسه سرش دور مى زند مى چرخد. سپس شیطان رو به طرف داران خود كرد و گفت : آیا مى دانید من در گذشته با آدم در آویختم و او را از بهشت بیرون كردم ؟ آنها گفتند: چرا؟
شیطان گفت : آدم عهدى با خدا بسته بود فراموش كرد و نقض نمود، ولى به خدا كافر نشد و او را پرستش مى كرد. این قوم و جمعیت (از جمله ابوبكر و عمر) عهدى كه با خدا بسته بودند شكستند و به خدا و رسولش كافر شدند.
پس از آن كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله وسلم رحلت نمود، مردم در سقیفه بنى ساعده اجتماع كردند و حق را از على گرفتند، ابوبكر را روى كار آوردند. شیطان تاجى بر سر گذاشت ، لباس كبر و بزرگى پوشید، منبرى اختیار كرد و بالاى آن رفت و جمیع لشكریان خود را از سواره نظام و پیاده دور خود جمع كرد. به آنها گفت : شادى كنید، مجلس ساز و آواز برپا سازید، خوشحالى نمایید - چون با این كلماتى كه منافقین مى گویند و به آن حضرت توهین مى كنند - دیگر كسى خدا را اطاعت و عبادت نمى كند. تا وقتى امام آنها ((امام زمان )) بیاید و مردم را به راه مستقیم برگرداند.
جابر مى گوید: بعد، امام باقر علیه السلام این آیه را تلاوت فرمودند:
و لقد صدق علیهم ابلیس ظنه فاتبعوه الا فریقا من المومنین 
((شیطان ظن و گمان باطل خود را به عنوان صدق و حقیقت در نظر مردم جلوه داد مردم او را اطاعت نمودند، مگر عده اى از مؤمنان كه او را اطاعت نكردند)).(541)
تاویل آیه چنین است : وقتى منافقان در غدیر خم گفته بودند: آن حضرت از روى هوى حرف مى زند، ابلیس گمان كرده بود كه بعد از رحلت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مردم امامت را رها خواهند كرد. ظن ابلیس به حقیت تبدیل شد و همه امامت را رها كردند مرگ چند نفرى .(542)


ارسال در تاریخ پنجشنبه 2 آبان 1392 توسط نفس

سرگرمی آلامتو

قالب وبلاگ

گالری عکسفا

گالری عکس آلامتو

تبادل لینک رایگان

فال